او خطاب به بسیجیان در مورد مساله ورزش بانوان هشدار داد و گفت: مگر شما بسیجیان زنده نیستید که ناموس این مملکت را در مقابل خارجیها به نمایش میگذارند و هیچ کس کاری نمیکند؟ اگر مسوولان هم در مقابل این موضوع اعتنایی نکردند، شما بسیجیان باید کاری انجام دهید.
وی با اشاره به صحبتهای اخیر خود در خطبههای نماز جمعه، مبنی بر حرام بودن نشان دادن تصاویر ورزشی بانوان در تلویزیون، گفت: این موضوعی بود که من مطرح کردم، اما متاسفانه چند روز پس از این صحبتها، مجددا با نشان دادن مسابقات ورزشی بانوان در تلویزیون عدهای دهن کجی به بنده داشتند.
علمالهدی تاکید کرد: عدهای که خواستند با دهنکجی به من کار خود را پیش ببرند، بدانند این کار از دیدگاه اسلامی حرام است و دهنکجی آنها به من نبود، بلکه به دین خدا و بقیهالله(عج) بود. آنها مطمئن باشند که این افراد قبل از مرگ و عذاب آخرت، به ذلت و خواری دنیوی مبتلا خواهند شد.
به همه کس حسادت کن و غصه ی همهچیز را بخور. به عنوان مثال، باغچه ی همسایه بهتر از مال توست؟ این احتمال را فراموش کن که آنها بیشتر کار کردند و به آن رسیدند و آبیاریاش کردند و کود دادند. اصلا نباید منطق در مرام تو باشد. صرفاً این حقیقت که باغچه ی همسایه عالی و زمردین است، به حد کافی جای غصه خوردن دارد. باز هم غصه بخور که همسایهات اتومبیل آخرین مدل دارد ولی مال تو قدیمی است. اصلا به این مورد توجه نکن که او سالهای بیشتری کار کرده و زحمت کشیده و تازه، به دانشگاه هم رفته و مدرک گرفته و به همین دلیل شغلش بهتر از شغل توست. همین که او اتومبیلی بهتر از اتومبیل تو دارد، جای حسادت دارد.
راستی، بچه ی آن خانم وارد دانشگاه شده چون مادرش ساعاتی طولانی صرف درس او کرده در حالی که تو آن موقع خر و پفت هوا بوده ! آن بچه حالا به دانشگاه میرود در حالی که بچه ی تو تازه دارد با فلاکت دبیرستان را تمام میکند! دلایل زیادی برای حسادت وجود دارد، مخصوصا حالا که خودمان میدانیم کسی که مثل تو نباشد، به طور کلی بازنده است.
شغل شوهر آن زن پول سازتر از شغل شوهر توست. فکر کن وقتی میخواهی از جایی شروع کنی، تقریبا همیشه چیزی برای حسادت کردن وجود دارد و اصلا هیچ چیز نیست که بتواند تو را خوشحال کند. فقط سرت را در لاک خودت فرو کن و غصه بخور و اصلا هم از این کار دست برندار. آن قدر حسادت کن تا خسته شوی
فقط یک شتر در قطب شمال می تونه من رو از هدفم دور کنه .
دوستی به نام "مونتی رابرتز" دارم، که صاحب یک مرتع پرورش اسب در سان سیدرو است. بار آخری که آنجا بودم پس از معرفی کردن من به مهمانان گفت: "بگذارید بهتان بگویم چرا به جک اجازه میدهم از خانه ام استفاده کند. داستانش به مرد جوانی بر میگردد. او پسریک مربی اسب بود که از اصطبلی به اصطبل دیگر و از مزرعه ای به مزرعه دیگر میرفت و اسب پرورش میداد. به همین خاطر تحصیلات دبیرستانی پسر مدام با وقفه مواجه میشد. یک روز در مدرسه از پسر خواستند در مورد اینکه دوست دارد در آینده چه کاره شود بنویسد. آن شب او اهداف زندگی اش و این که میخواهد صاحب یک مرتع پرورش اسب شود را در هفت صفحه شرح داد. او رویاهایش را با جزییات بسیار دقیقی توضیح داد و حتی نقشه ای از یک مرتع 50 هکتاری کشید و جای تمام ساختمانها ، اصطبلها و زمین های تمرین را روی آن مشخص کرد. سپس نقشه دقیقی از یک خانه 1000 متری کشید که در همان مرتع واقع میشد. او با جان ودل روی این پروژه کار کرد وروز بعد آن را به معلمش تحویل داد. دو روز بعد وقتی برگه هایش را تحویل گرفت روی صفحه اول نوشته شده بود: "بسیار بد. بعد از کلاس بیا با هم صحبت کنیم."
پسر رویایی داستان ما پس از کلاس سراغ معلم رفت و از او پرسید: " برای چه روی برگه ام نوشته بودید بسیار بد؟" معلم گفت: "چون رویایی دست نیافتنی از پسرکی جوان بود. تو پولی نداری. از خانواده ای سرگردان و بیخانمان هستی و هیچ پشت و پناهی هم نداری. تملک مرتع پرورش اسب پول زیادی می خواهد. باید پول زیادی بابت خرید زمین پرداخت کنی و برای خرید اسب های اصیل که بتوانی از زاد و ولد آنها اسب پرورش بدهی هم به پول نیاز داری ضمن اینکه برای بنای اصطبل و ساختمان ها هم مبالغ هنگفتی باید پول هزینه کنی همانطور که میبینی هرگز نخواهی توانست چنین کاری بکنی." و بعد اضافه کرد: "فرصت دیگری به تو میدهم اگر در مورد هدف دستیافتنی تری بنویسی نمره ات را تغییر میدهم."
پسر به خانه برگشت و در مورد صحبت های معلمش فکر کرد. در نهایت سراغ پدرش رفت و از او پرسید بهتر است چه کار کند؟ پدرش گفت: "ببین، پسرم تو باید خودت در این مورد تصمیم بگیری هر چند که فکر میکنم این تصمیم گیری برای آینده ات بسیار مهم باش."
سرانجام پس از یک هفته فکر کردن پسر همان اوراق را به معلم باز گرداند و هیچ تغییری در آنها ایجاد نکرد فقط روی یک برگه نوشت: "شما میتوانید نمره بدی برایم منظور کنیدولی من ترجیح میدهم رویایم را حفظ کنم." و آن را به همراه ورقه ها به معلمش تحویل داد.
سپس مونتی، رو به حضار کرد و گفت: "این داستان را برایتان تعریف کردم چون شما هم اکنون در خانه 1000 متری من وسط یک مرتع 50 هکتاری قرار دارید. من هنوز اوراق مدرسه ام را حفظ کرده ام میتوانید قاب شده آنها را روی شومینه ببینید." سپس ادامه داد:"" بهترین قسمت داستان تابستان سال پیش اتفاق افتاد که همان معلم 30 دانش آموز را برای یک اردوی یک هفته ای به مرتعم آورد. وقتی داشتند می رفتند رو به من کرد و کفت:" راستش مونتی، الان میفهمم زمانی که معلمتان بودم بعضی وقتها رویاهای شاگردانم را میدزدیدم. طی آن سالها رویاهای بسیاری از بچه ها دزدیدم ولی خوشبختانه تو آنقدر سرسخت بودی که تسلیم نشوی."
اجازه ندهید کسی رویاهایتان را بدزدد، دنبال رویاهایتان باشید مهم نیست چه پیش می آید.
بهترین در هر زمینه باشیم . به دنبال سادگی باشیم و از پیچیده کردن امور جدا پرهیز کنیم تا خود در امور مانند رشته در هم نپیچیم . و این جمله رو بارها تکرار کنیم نبوغ در سادگی می باشد
سریعترین ماشین دنیا به گفته بعضی آمار ها بوگاتی ویرون
برای یک ارتباط خوب و یایک ازدواج عالی ازاین چند دسته خانومها دوری کنید.لطفا لطفا لطفا.!!! وگرنه بیگ بنگ
تمام ناخوشی های زندگی از مردها نشئت می گیرد و تنها کاری که که یک مرد می تواند انجام دهد این است که آلت تناسلی خود را قطع کرده و یک جفت تخمدان به خود پیوند بزند. آنها تصور می کنند که وجود خانم ها، فرشته وار است و می توانند تمام دنیا را عوض کنند، البته فقط در صورتیکه معضل "مردسالاری" از جلوی پای آنها برداشته شود. رفتار این مدل خانم ها با آقایون اصلا مناسب و قابل قبول نمی باشد. شما می توانید آنها را به راحتی از شعار معروفشان تشخیص بدهید، چرا که همیشه زیر لب زمزمه می کنند : "تمام مردها با آلت خود فکر می کنند." بهتر است در هر شرایطی از آنها دوری کنید.
2- خانم های پولکی
خیلی ساده و راحت: او تنها به خاطر پول با شما رابطه برقرار می کند. او خیلی زود با شما صمیمی می شود. آنها از آقایون انتظار دارند که تمام هزینه های زندگی آنها را برآورده سازند، تنها به این دلیل که آنها از نظر زیست شناختی مونث هستند. آنها تصور می کنند که یک مرد باید هزینه نوشیدنی، شام، مسافرت، گل، جواهر و .. را بپردازند بدون اینکه هیچ گونه وظیفه جبران و یا تلافی بر گردنشان بیفتد. او هیچ چیز نیست جز یک انسان مادی. فکر می کنند که زنانگی شان از طلا درست شده است و میلیون ها دلار می ارزد. او یک طماع دغل باز است. او فقط به فکر بر آورده کردن نیازهای خودش است و برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست. و بهتر است که حواس خود را جمع کنید، چراکه عده بسیاری از دخترهای جوان جزء این گروه قرار دارند.
3- خانم های رمانتیک
این نوع خانم ها زندگی خود را بر طبق فیلم های عاشقانه و کتاب های رمان سپری می کنند. او هر شب به تنهایی به خانه می آید و مجله های مربوط به عروسی را ورق می زند و در عین حال در انتظار شاهزاده ای است که با اسب سفیدش از میان آسمان به زمین فرود آید و او را سوار بر اسب سفیدش کرده ، به جایی ببرد که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، تا بتوانند به خوبی زندگی کنند. آنها دخترهایی هستند که توسط پدر و مادرها و خانواده هایشان نازپرورده بار آمده اند و چیزی از واقعیات زندگی، نظیر پرداخت صورتحساب ها و تمیز کردن دستشویی ها نمی دانند. او انتظار دارد کسی تمام مدت از او مراقبت و نگهداری کند، شب ها ملافه را بر رویش بکشد و تمام شب بر بالینش بیدار بماند تا مبادا او خواب بدی ببیند و بترسد. فرار کنید!
4- خانم های بدگمان
این خانم تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارد. او همیشه جزء "زخم خوردگان" اجتماع است. کسی که در روابط گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از برقراری ارتباط مجدد واهمه دارد. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان می دهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند. و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید. با شما قرار ملاقات می گذارد و معاشقه راه می اندازد، اما رابطه شما فراتر از یک دوستی ساده نمی رود. تنها چیزی که تحویل شما می دهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ شما هم که به اندازه کافی غم و غصه برای خودتان دارید، پس بهتر است با چنین زنی ارتباط برقرار نکنید.
5- خانم های عصبانی
مثل خانم های فمینیست خانم ها عصبانی نیز دل خوشی از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت می کنند، و می توانند بدی ها و خطاهای تمام مردانی را که از ابتدای زندگی با آنها ملاقات کرده اند را به سادگی به خاطر بیاورند. برای خانم عصبانی چیزی به عنوان "مرد خوب" وجود ندارد و تمام مردها "احمق" و "عوضی" و "کثیف" هستند. خون آنها از دست مردها به جوش می آید و در هر لحظه می توانند مانند یک کوه آتشفشان منفجر شوند. برقرای ارتباط با این نوع خانم ها مساوی است با ورود به تراژدی و داد و فریاد ، پس بهتر است عقب بایستید.
6- خانم های نامطمئن
در نگاه اول چنین خانم هایی خیلی خوب جلوه می کنند؛ با شما به مهربانی رفتار می کنند و خوش مشرب هستند. اماچیزی نمی گذرد که ترس های درونی اش پدیدار می شوند. روزی 10 مرتبه به شما تلفن میزند تا بپرسد "رابطه در چه حالی است؟" یا اینکه "تنها می خواهد صدای شما را بشنود." او می خواهد مطمئن شود که به اندازه کافی جذاب است؛ دائما نگران آرایش صورت و موها و همینطور لباس هایش می باشد. او محتاج و نیازمند است و همواره با این ترس زندگی می کند که مبادا آقا او را به خاطر "خانم بهتری" ترک کند. این دسته از افراد خیلی زود خود را آویزان شما می کنند.
7- خانم های هرزه
اخلاق این خانم ها واقعا عجیب و غریب است. آنها افراد نا مطبوعی هستند که به دیگران با چشم حقارت نگاه می کنند و فقط به خودشان اهمیت می دهند و اصلا مهم نیست که قلب دیگران را بشکنند و آنها را آزرده خاطر سازند. بیشتر خانم های هرزه به فکر پول و مال و منال نیز هستند درست مثل خانم های پولکی. آنها معمولا خوش قیافه و خوش لباس هستند و به راحتی با اخمی که در چهره دارند قابل شناسایی می باشند.
8- خانم های منم منم
مثل خانم هرزه، خانم منم منم نیز فقط برای خودش ارزش قائل است. او می خواهد که همیشه مرکز توجه قرار گیرد و هر کاری که می خواهد انجام دهد و هر کجا که می خواهد برود. او خود خواه و خود محور است. شیفته خودش می باشد و به عنوان "دختر کوچولوی بابایی" بزرگ شده، و انتظار همان توجهات را از شما دارد. هر چند این امکان وجود دارد که شما از مصاحبت دخترهای لوس و مامانی لذت ببرید، اما باید تا آنجا که می توانید خود را از آنها دور نگاه دارید.
9- خانم های نا امید
شرایط هر طوری که می خواهد باشد این خانم فقط به ازدواج فکر می کند – آن هم همین حالا – برای او مهم نیست که شخص مورد نظر چه کسی است و شغل او چیست. تا زمانی که مردانگی داشته باشد، می تواند او را راضی نگه دارد. مراقب این یکی هم باشید!
10- خانم های دمدمی
او در ابتدا از خیلی چیزها چشم پوشی می کند که همین امر باعث جذب شدن مردها به سمتشان می باشد. او به شما چیزی را تحویل می دهد که دقیقا توقع شنیدش را دارید؛ اما زمانیکه رابطه عمیق تر شده (یا به ازدواج کشیده می شود) شما تازه با چهره حقیقی او آشنا می شوید. بانوی عزیز شما یک شبه، تبدیل به یک آدم حریص، طماع، پولکی، و حیوان صفت می شود که اگر به خواست هایش نرسد شما را عذاب خواهد کرد.
11- خانم آزار دهنده
معمولا این مدل خانم ها از یک کیلومتری قابل تشخیص هستند. آنها با شما معاشقه می کنند و جاذبه های جنسی شان را به نمایش می گذارند. گاهی اوقات به دنبال مردهای پر سن و سال تر هستند. آنها اغلب مردها را از نظر جنسی تحریک می کنند و بعد راه خود را می گیرند و می روند. آنها مردها را مانند زنبورهایی که به سمت عسل کشیده می شوند به سوی خود جلب می کنند. هر طوری که با شما رفتار کنند، هیچ گاه نباید به آنها اعتماد کنید زیرا اگر مرد بهتری را پیدا کنند به سادگی آب خوردن از شما دل کنده و به سمت او می روند.
12- خانم قدرت طلب
آنها انسان های پستی هستند که می خواهند قدرت کنترل تمام امور زندگی شما را به دست گیرند. آنها به شما می گویند چه لباسی بپوشید، کجا بروید، با چه کسی صحبت کنید، با چه کسانی می توانید دوست باشید، چه چیزی می توانید بخورید... و خلاصه همه چیز. و اگر بخواهید در مقابل عقاید آنها از خود مقاومت نشان دهید، اخم هایشان در هم فرو می رود، شما را از سکس محروم می کنند، گریه و زاری راه می اندازند و از هر سلاح و تاکتیک دیگری که بلد هستند کمک می گیرند، تا شما را از پای در آورند و چاره دیگری جز سر فرود آوردن در مقابل خواست هایشان را برایتان باقی نخواهند گذاشت
مدعی باشید
اگر از موضع قدرت وارد هر مسئله ای شوید، آنوقت می توانید خودتان را از سایر افراد جدا کنید. برای این کار می توانید تقاضای انجام مسئولیت های بیشتری را کنید. به جای اینکه بنشینید و در آرزوی چیزهایی که می خواهید باشید، به دنبال اهداف خود بروید و آنها را بدست آورید. مکرراً به کارفرمای خود بگویید که چه اهداف و آرزوهایی را در سر می پرورانید و سعی دارید به کجاها برسید. نباید فراموش کند؛ شاید در ظاهر برایش اهمیت نداشته باشد، اما زمانیکه یک موقعیت شغلی جدید و مناسب ایجاد میشود، مطمئن باشید اولین نفری که برای پر کردن این موقعیت به ذهنش می رسد همان فرد جاه طلب و بلند پرواز است.
نحوه صحیح صحبت کردن را یاد بگیرید
مردم بیشتر اطراف کسانی جمع می شوند که بهتر حرف می زنند و داستان های جالب تری تعریف می کنند. به اطرافتان نگاه بیندازید، می بینید که تمام افرد ساکت همیشه به دنبال کسی راه می افتند که خوب صحبت می کنند. افرادیکه مورد احترام دیگران هستند به راحتی گفتگو می کنند، همین امر باعث می شود که دیگران برای آنها احترام قائل باشند. باید با این کار نظر دیگران را جلب کنید و نظراتتان را به آنها بفروشید؛ اگر بتوانید برای عقاید خود خریدار پیدا کنید، بدون شک برای ایده های شغلی خود نیز می توانید مشتری پیدا کنید.
شیک پوش باشید
لباستان را مناسب با کاری که دارید انتخاب نکنید، بلکه متناسب با کاری که می خواهید داشته باشید، لباس بپوشید. مثل مقامات بالاتر از خودتان لباس بپوشید و مانند آنها رفتار نمایید. شخصی که کت شلوار می پوشد خیلی قابل اعتماد تر از کسی است که یک تی شرت کثیف بر تن دارد. لباس به تنهایی نمی تواند شما را به موفقیت برساند، اما می تواند مقدمات رسیدن به موفقیت را فراهم آورد.
توانایی لبخند زدن را افزایش دهید
برای اینکه از اطرافیان خود متمایز شوید باید اندکی شوخ طبعی را نیزبه خصوصیات اخلاقی خود اضافه کنید. اگر اخمو و بدانق باشید، نمی توانید نظر کسی را به خودتان جلب کنید. هیچ کجا نمی توانید افرادی را پیدا کنید که به دلیل عصبانیت و بد اخلاقی محبوب دل مردم شده باشند. اگر یک نفر، حتی یک نفر، با این خصوصیات را پیدا کردید حتماً مرا هم خبر کنید.
اطرافیان را سرگرم کنید
کسانیکه دیگران هیچ گاه توجهی به آنها نمی کنند جزء افرادی هستند که عصبانی، و بی احساس بوده و هیچ نظریه جالبی برای سرگرم کردن اطرافیان خود ندارند. شخصیت شما باید یک دنده کمکی هم داشته باشد باید طوری باشید که هر موقع کسی را ملاقات کردید چیزی را در شما ببیند که ارزش ملاقات دوباره شما را داشته باشد. البته اگر زیاد هم بخواهید با کارهای سطحی خودتان را میان جمع جا کنید، شاید چندان خوشایند نباشد. باید به یاد داشته باشید که تعادل را رعایت نمایید. جلب کردن بیش از اندازه نظر دیگران و یا بی توجهی کامل به آنها دو سوی مخالف هم هستند. سعی کنید در این میان به یک سطح تقریبی دست پیدا کرده و میانه روی کنید.
به هر حال متمایز شدن کار ساده ای نیست که هر کسی از عهده آن بربیاید، لبخند بزنید، سرتان را به نشانه موافقت تکان دهید، خود را خوشحال جلوه دهید و سعی کنید همیشه حرف هایی برای گفتن داشته باشید که بتوانند نظر دیگران را به خود جلب نمایند. فراموش نکنید که با این کار نه تنها در حیطه شغلی به موفقیت می رسید بلکه افراد زیادی هم جذب شما می شوند. به خاطر داشته باشید که متمایز بودن به این معنا نیست که همیشه باید رئیس باشید، بلکه به این معناست که اطرافیان باید شما را تحسین کرده و حواسشان جلب شما شود.
حرف از ۲ رنگی ها زدم مهر مرتد به ما زدن. با خودم حساب کردم تمام روزهای خدا رو به در گاه خدا سجده می کنم و در تمام ساعات دست به دعا می مونم تا در نظر خلق خدا خوب جلوه کنم . اما بعد ار رفتنم تنها برای خلق خدا بنده ای مومن و پرهیزگار بوده ام و برای خداوند بزرگ بلبلی آواز خوان . که برای جلب رضایت او و بنده اش می خواند . خیرم به بنده خدا چه بوده .جز نشان دادن آنچه نبوده ام . من خدا را در جز جز آفریدههایش می بینم نه در آفریدههای بندگانش . تو خود می دانی این مرتد زمینی برای چه نفس می کشد .
خیلی از ما ادعای به روز بودن و روشنفکر بودنم میشه. خیلی هامون دم از آزادی های برابر بین جنس مرد و زن می زنیم، ولی یه مشکلی هست و اون هم سوء استفاده از دین و سنت به نفع خودمونه. این یه واقعیتی هست که وجود داره و نمیشه هم انکارش کرد.
اگر قراره آدم لیبرال باشیم و اگر قراره آدم امروزی و متمدن باشیم و نه متحجر، باید از بن و ریشه این درخت دین و سنت رو که توی ذهن تک تک ماها ریشه کرده، کند. نمیشه هم از مترقی بودن و مدرن بودن دم زد و هم سنت ها و مفاهیم مذهبی اش رو قبول داشت که در غیر این صورت میشه همینی که الان توی ایران وجود داره. همه در آن واحد هم مدرن هستند، هم روشنفکر، هم مدافع حقوق برابربودن و در عین حال هم سنتی، هم مذهبی بودن (و نه حزب الهی که من هنوز فرق این دو تا رو نفهمیدم چیه) ، هم طرفدار اهل بیت بودن و تکیه برو بودن، و هم از طرف مقابل از عربها متنفر بودن . خیلی چیزهای دیگه توی ذهن خیلی از ماها وجود داره که من نمی فهمم، نمی دونم شاید هم من خیلی خنگم. اگه دم از حقوق برابر زن و مرد می زنید پس این همه اصرار بر اجرای تمام و کمال همه رسومات که جز تبدیل زن به یک کالاست، دیگه چیه. اگه با فرهنگ و سنت های اعراب مخالفید، پس این سینه چاک بودن اهل بیت و امام ها و این مراسم دیگه چیه. به قول معروف یا رومی روم یا زنگی زنگ، این بوقلمون صفت بازی دیگه چیه؟
این ها رو واسه این گفتم که خیلی پکرم، خیلی از دست این جور آدم های بوقلمون صفت که هنوز خودشون هم نمی دونن کجا هستن و چی می خوان. اون وسط قرار گرفتن و هر دمی با هر بادی به هر جهتی تکون می خورن.
ایران هم از این چیزها می بینید. فکر نکنید که این طرز تفکر فقط مختص به ایران هست، نه این جا هم هست. با مکان عوض کردن، تفکرات آدم ها عوض نمیشه، که با متفکربودن اونهاست که عوض میشه.
ایران هم از این چیزها زیاد می بینید، هم توی قشر ایرانی هم مسلمون غیر ایرانی. ایرانی هایی رو می بینید که هنوز هم می خوان همه رسوم پوسیده گذشته رو اجرا کنن. همونهایی که همه میگن به علت عدم تساوی زن و مرد توی ایران هست که زن ها روی اجرای سنت ها اصرار دارن، ولی من می گم نه این اون چیزی هست که خود اونها می خوان اینجوری باشه.
برداشت .
حرفی بود که خیلی وقت می خواستم بزنم اما انگار درد خیلی هاست